دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۷
از «تلاوت» تا «ساختار اندیشه»؛ بازخوانیِ روشِ مواجهه با قرآن

حوزه / تلاوت قرآن، تنها نقطه انس نیست؛ بلکه عزیمت‌گاهِ رسیدن به یک منظومه فکری است. برای تبدیل آیات به پاسخ‌های کارآمد برای مسائل امروز، باید از «خوانشِ منفرد» عبور کرد و با روش‌مندیِ دقیق، «شبکه مفاهیم» را کشف کرد. این متن، نقشه‌راهی برای پیمودنِ مسیرِ تلاوت تا رسیدن به ساختارِ اندیشه است.

خبرگزاری حوزه | قرآن را همه مسلمانان کتاب مقدس می‌دانند؛ اما آیا همه ما با قرآن می‌اندیشیم؟

این پرسش ساده به نظر می‌رسد، اما اگر جدی گرفته شود، می‌تواند مسیر رابطه ما با قرآن را تغییر دهد. ممکن است انسانی هر روز قرآن بخواند، آیات فراوانی حفظ باشد، در مجالس قرآن شرکت کند و با شنیدن آیات احساس معنوی پیدا کند؛ اما هنوز قرآن به معنای دقیق کلمه وارد ساختار اندیشه او نشده باشد. زیرا میان خواندن قرآن و اندیشیدن با قرآن فاصله وجود دارد.

قرآن می‌تواند موضوع تلاوت و مطالعه ما باشد؛ اما در مرحله‌ای بالاتر، می‌تواند منبع شکل‌گیری نگاه ما به خدا، انسان، جهان، جامعه، تاریخ و زندگی شود.

بحث «روش اندیشه رهبری و قرآن» از همین نقطه آغاز می‌شود. مقصود از این عنوان، داوری سیاسی یا ارزشی درباره یک شخصیت نیست؛ بلکه موضوعی روش‌شناختی در میان است: می‌خواهیم بررسی کنیم در مجموعه آثار و بیانات قرآنی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، چه شیوه‌ای برای مواجهه با قرآن، فهم آیات، تدبر، کشف مفاهیم و پیوند دادن معارف قرآنی با مسائل انسان و جامعه قابل بازسازی است.

در این مسیر باید میان سخن مستقیم، برداشت از مجموعه سخنان و بازسازی پژوهشگر تفاوت گذاشت. هرگاه عبارتی عیناً از ایشان نقل شود، باید منبع رسمی و دقیق آن ارائه شود؛ اما اگر پژوهشگر از مجموعه‌ای از شواهد به یک الگوی روش‌شناختی برسد، باید آن را «بازسازی پژوهشی» نامید، نه سخن مستقیم ایشان. این تفکیک، شرط اعتبار این پژوهش است.

قرآن؛ کتابی برای خواندن یا اندیشیدن؟

نخستین مرحله ارتباط با قرآن، تلاوت است. انسان قرآن را می‌خواند، می‌شنود و با الفاظ آن انس می‌گیرد. اما تلاوت پایان راه نیست

اگر انسان پس از خواندن آیه از خود نپرسد که این آیه چه می‌گوید، چه مفهومی دارد، با کدام آیات ارتباط پیدا می‌کند و چه تغییری در نگاه او ایجاد می‌کند، هنوز از ظرفیت معرفتی قرآن استفاده کامل نکرده است.

اینجا مرحله فهم آغاز می‌شود؛ یعنی تلاش برای دریافت معنای آیه، واژه‌ها، ساختار جمله، سیاق و پیام اولیه آن. پس از فهم، نوبت تدبر است؛ یعنی توقف در آیه، ایجاد ارتباط میان اجزای آن، توجه به آیات مرتبط و تلاش برای کشف جایگاه آیه در منظومه معارف قرآن.

از این منظر می‌توان مسیر اولیه را چنین ترسیم کرد:

تلاوت ← فهم ← تدبر ← معرفت ← هدایت ← عمل

این فرمول، صورت‌بندی آموزشی و پژوهشی این مجموعه است و ادعای نقل لفظ‌ به‌ لفظ از آیت‌الله امام شهید سیدعلی خامنه‌ای نیست.

مسئله اصلی: «روش» چیست؟

فرض کنیم هزاران جمله درباره قرآن جمع‌آوری کنیم. آیا این مجموعه به‌خودی‌خود یک «روش» است؟ خیر.

روش، فقط مجموعه‌ای از پاسخ‌ها نیست؛ بلکه چگونگی رسیدن به پاسخ است.

وقتی با یک آیه مواجه می‌شویم، روش می‌پرسد: از کجا آغاز کنیم؟ چه واژه‌هایی را بررسی کنیم؟ آیه را در چه سیاقی بخوانیم؟ چه آیات دیگری با آن ارتباط دارند؟ روایات مرتبط کدام‌اند؟ چگونه میان آیات و مفاهیم ارتباط برقرار کنیم؟ چگونه از یک مفهوم به یک اصل برسیم و چگونه از آن اصل برای فهم یک مسئله انسانی یا اجتماعی استفاده کنیم؟

پس مطالعه «روش اندیشه قرآنی» در واقع مطالعه فرایند تولید فهم از قرآن است.

بنابراین پیش از آنکه بپرسیم:

«از قرآن چه می‌فهمیم؟»

باید بپرسیم:

«چگونه از قرآن می‌فهمیم؟»

از آیه منفرد تا منظومه

یکی از مشکلات رایج در مطالعات قرآنی، جدا کردن آیات از یکدیگر است. بسیاری از مفاهیم بنیادین قرآن تنها با مطالعه یک آیه شناخته نمی‌شوند.

برای مثال، اگر بخواهیم مفهوم «تقوا» را مطالعه کنیم، باید بپرسیم: تقوا در کدام آیات آمده است؟ در چه زمینه‌هایی به کار رفته؟ با ایمان چه نسبتی دارد؟ با هدایت و عمل صالح چگونه پیوند پیدا می‌کند؟ در برابر چه مفاهیمی قرار می‌گیرد و در نهایت چه جایگاهی در نظام اخلاقی و اعتقادی قرآن دارد؟

اینجا حرکت پژوهشگر از آیه به مفهوم و از مفهوم به شبکه مفاهیم آغاز می‌شود:

آیه ← آیات مرتبط ← مفهوم ← مفاهیم مرتبط ← شبکه مفهومی

و در مرحله بعد:

شبکه مفهومی ← اصول ← منظومه فکری

مفهوم‌شناسی؛ گام مهم بعدی

قرآن دارای مجموعه‌ای از واژه‌ها و مفاهیم بنیادین مانند توحید، ایمان، تقوا، صبر، جهاد، عدالت، ولایت، هدایت، ظلم، استکبار، نصرت، توبه و اخلاص است.

شناخت این مفاهیم با ترجمه لغت پایان نمی‌یابد. باید ریشه واژه، کاربرد قرآنی، سیاق، واژه‌های همراه، مفاهیم مرتبط و روایات معتبر درباره آن بررسی شود تا جایگاه مفهوم در منظومه کلی قرآن روشن گردد.

بنابراین مفهوم‌شناسی قرآنی صرفاً فرهنگ لغت نوشتن نیست؛ بلکه کشف جایگاه یک مفهوم در شبکه معنایی قرآن است.

از مفهوم قرآنی تا اصل قرآنی

اگر مفاهیم قرآن را جدا از یکدیگر ببینیم، با مجموعه‌ای از آموزه‌های پراکنده مواجه می‌شویم؛ اما اگر روابط آنها را کشف کنیم، به منظومه نزدیک می‌شویم.

برای نمونه، می‌توان چنین مسیری را در یک پژوهش بازسازی کرد:

توحید ← عبودیت ← رهایی از بندگی غیر خدا ← مسئولیت انسان ← عدالت ← مقابله با ظلم ← اصلاح جامعه

این نمودار نقل قول از آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نیست؛ بلکه نمونه‌ای از روش بازسازی منظومه مفهومی است.

البته باید احتیاط کرد. پژوهشگر نباید با استناد به یک یا دو آیه، به سرعت یک نظریه بزرگ استخراج کند. هرچه ادعا بزرگ‌تر باشد، به شواهد بیشتر و روش دقیق‌تری نیاز دارد.

حرکت علمی باید چنین باشد:

آیه ← فهم ← مجموعه آیات ← مفهوم ← شبکه مفاهیم ← اصل ← منظومه

و در صورت وجود شواهد کافی:

منظومه ← چارچوب تحلیلی یا نظریه

قرآن و مسائل امروز

یکی از پرسش‌های اساسی این است که اگر قرآن کتاب هدایت است، چگونه می‌توان از آن برای مواجهه با مسائل جدید استفاده کرد؟

نباید ابتدا یک پاسخ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی را انتخاب کنیم و سپس آیه‌ای برای تأیید آن بیابیم. چنین روشی قرآن را به ابزار تأیید پیش‌فرض‌های ما تبدیل می‌کند.

روش دقیق‌تر این است:

تعریف دقیق مسئله ← شناسایی مفاهیم قرآنی مرتبط ← جمع‌آوری آیات ← بررسی سیاق و دلالت ← بازسازی شبکه مفهومی ← استخراج اصول ← تعیین حدود کاربرد ← بررسی نسبت با مسئله امروز

در این روش باید میان معنای آیه و کاربرد معاصر آیه نیز تفاوت گذاشت.

کاربردی کردن قرآن نباید به معنای تحمیل مسائل امروز بر قرآن باشد؛ همان‌گونه که نباید آن‌قدر در مطالعات تاریخی متوقف شویم که قرآن هیچ نسبتی با مسائل انسان امروز پیدا نکند.

راه علمی، میان این دو افراط قرار دارد:

نه تحمیل مسائل امروز بر قرآن، و نه محروم کردن انسان امروز از هدایت قرآن.

چرا این بحث می‌تواند جهانی باشد؟

مسئله فهم قرآن فقط مسئله یک جامعه یا یک زبان نیست. انسان امروز با پرسش‌هایی درباره دین، اخلاق، عدالت، انسان، معنویت، جامعه و آینده مواجه است.

اگر روش اندیشه قرآنی را در سطح جهانی ارائه کنیم، باید آن را از قالب پژوهش و سخنرانی و دیدگاه صرفاً داخلی خارج کرده و به زبان روش‌شناختی و تحلیل در افق جهانی بیان کنیم؛ یعنی فقط نگوییم «فلان مفهوم مهم است»، بلکه توضیح دهیم چرا مهم است، چگونه از قرآن استخراج می‌شود، چه منابعی برای فهم آن لازم است، با چه مفاهیمی ارتباط دارد و در مسائل جدید چگونه می‌توان از آن بهره گرفت.

تبدیل محتوا به روش یکی از اهداف اصلی این مجموعه است.

آغاز یک مسیر ده‌گانه

این یادداشت نقطه آغاز یک مسیر ده‌گانه است.

در یادداشت دوم، تدبر در قرآن و تفاوت آن با تلاوت، فهم، تفسیر و برداشت شخصی بررسی خواهد شد.

سپس به ترتیب، مفهوم‌شناسی، شبکه مفاهیم، حرکت از مفهوم تا اصل، انسان‌شناسی قرآنی، جامعه‌شناسی قرآنی، قرآن و تاریخ و تمدن، قرآن و مسائل معاصر و در نهایت روش نهایی از قرآن تا اندیشه، هدایت و عمل بررسی خواهد شد.

اگر بخواهیم تمام این یادداشت را در یک گزاره خلاصه کنیم، می‌توان گفت:

مسئله فقط این نیست که قرآن را بخوانیم؛ مسئله این است که چگونه آن را بخوانیم تا به فهم برسیم، چگونه بفهمیم تا به تدبر برسیم، چگونه تدبر کنیم تا مفاهیم را کشف کنیم، چگونه مفاهیم را به یکدیگر پیوند دهیم و چگونه از این منظومه معرفتی برای هدایت انسان و جامعه بهره بگیریم.

از اینجا، بحث «روش اندیشه رهبری و قرآن» آغاز می‌شود؛ و در یادداشت بعدی، حلقه تعیین‌کننده این مسیر، یعنی تدبر در قرآن، بررسی خواهد شد.

حجت‌الاسلام رسول ملکیان اصفهانی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha